اصطرلاب

 

مرا به خود بخوان " ناصح امین " ،

که اگر کنی ، همه درد من به یکی نظاره دوا کنی .

/ 4 نظر / 16 بازدید
ريحانه

هر آن باغی که نخلش سر به در بی مدامش باغبون خونين جگر بی ...

میعاد

سلام، عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت او ندانست که در ترک تمناست بهشت. [لبخند]

ریحانه

مشورت با عقل کردم گفت حافظ می بنوش ...

ریحانه

گر بنوازی به لطف ، ور بگدازی به قهر حکم تو بر من روان ، زجر تو بر من رواست